شیطنت های پریا
خب بالاخره من بعد از هفته ها بعد از واکسن زدنت تونستم بیام و چیزی بنویسم از تو پریا جوووون آخه میدونی خیلی شیطونی... به خدا اصلا نمیرسم پا به پای تو بیام... ماشالله این همه انرژی رو از کجا می آری آخه دختر؟؟؟؟ به قول بابایی ایت خیلی پرچونه ایی... خخخخخخخخ .. آخه هر چی حرف میزنیم باهات کم نمیاری... خیلی وقته غ گفتن رو و آغون گفتن رو شروع کردی گلم... تازه 15 مهر بود که وقتی طبق معمول هر شب دمر گذاشتیمت تا فعالیت کنی با کلی سختی خودت رو غلت دادی و یه وری شدی.. خدایییش خیلی با بابایی ذوق کردیم.. کلی هم برات دست زدیم... اما تا الان دیگه اون عمل رو تکرار نکردی... ناقلا نکنه اتفاقی بود؟؟ ما رو سرکار گذاشتی؟؟؟ راستی واکسنت هم ب...
نویسنده :
زینب
19:01







